٤ _ شعبان

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ولادت حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

 

 

روز چهارم شعبان سال 26 هـ .ق. علمدار كربلا، ‌سقاي نينوا، قمر بني هاشم حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) چشم به جهان گشود . پدر گرامي آن حضرت، مولاي متقيان اميرمؤمنان علي(عليه السلام) و مادر بزرگوارشان فاطمه كلابيه ملقب به « ام البنين» بودند. پس از ولادت، قنداقة اين مولد مبارك را به دست پدر گرامي¬شان اميرمؤمنان(عليه السلام) دادند. امام با ديدن او، ‌اشك در چشمان مبارکشان حلقه زد و سپس طبق سنت پيامبر(صلي الله عليه و اله) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند.
آن گاه از ‌ام البنين پرسيدند: « نام او را چه نهاده‌ايد؟» ايشان گفتند: «من در هيچ امري از شما پيشي نگرفته‌ام؛ هر نامي را كه خود مي‌پسنديد براي او برگزينيد». اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمودند: « من اين كودك را به نام عمويم، عباس مي‌نامم».
كنية حضرت عباس (عليه السلام) ابوالفضل است؛ زيرا زندگاني آن حضرت سراسر فضيلت و برتري بوده است. مشهورترين القاب ايشان: قمر بني هاشم، باب الحوائج، باب الحسين (عليه السلام)، سقا، عبد صالح، الحواسي (ايثار كننده)،‌ صديق،‌ صاحب اللواء (پرچم-دار).
حضرت عباس(عليه السلام) خوش سيما و زيبارو بودند و به همين دليل به ماه بني هاشم ملقب شدند.‌ قامتشان بلند و بازوهايي قوي داشتند و بر اسب كه سوار مي‌شدند، زانوي آن حضرت تا گردن اسب مي‌رسيد؛ مظهر جلال و جبروت كردگار بودند و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) سرآمد اولاد اميرمؤمنان(عليه السلام) به شمار مي‌رفتند.
آن حضرت يك پارچه ايمان و بصيرت بود؛ چنان¬که امام صادق (عليه السلام) در زيارت¬نامه‌ ايشان چنين مي‌فرمايند: «اَشهَدُ اَنَّكَ لَم تَهِن وَ لَم تَنكُل وَ اَنَّكَ مَضَيتَ عَلي بَصيرةِ مِن اَمرِك؛ گواهي مي‌دهم كه تو لحظه‌اي از خود سستي نشان ندادي و برنگشتي؛ بلكه مشي تو بر ايمان و بصيرت در دين رقم خورده بود» .
در جايي ديگر فرمودند: «عموي ما، حضرت عباس(عليه السلام) داراي بينشي ژرف و ايماني استوار بود؛ در ركاب برادرش جهاد کرد و از آزمون الهي پيروز درآمد و با شهادت رحل زندگي برچيد».
در پايان به روايتي از امام باقر(عليه السلام) در مقام و منزلت آن حضرت اشاره مي‌كنيم. ايشان مي‌فرمايند: «وقتي قيامت برپا مي‌شود، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله) به اميرمؤمنان علي (عليه السلام) مي‌فرمايد: "به فاطمه‌ام بگو براي شفاعت امت چه چيز را به پيشگاه خداوند عرضه مي‌داري؟" حضرت علي(عليه السلام) پيام ايشان را مي‌رساند و آن بانوي بزرگوار در پاسخ مي‌فرمايند: "كفانا لاجل هذا المقام اليدان المقطوعتان من ابني العباس؛ دو دست بريدة پسرم عباس(عليه السلام) براي اين مقام (شفاعت) كافي است"» .