١٤ - شـوال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مرگ عبدالملك بن مروان

در روز چهاردهم شـوال سال 86 هـ .ق. عبدالملك بن مروان خونريز و بخيل در دمشق به هلاكت رسيد.  وي پيش از رسيدن به خلافت همواره ملازم مسجد بود و قرآن تلاوت مينمود و او را حمامة المسجد ـ کبوتر مسجد ـ مي گفتند. وقتي خبر خلافت به او رسيد قرآن را بر هم نهاد و گفت: « سلام عليك هذا فراق بيني و بينك‎؛ خداحافظ، ‌اين آغاز جدايي بين من و توست!» .
راغب مي‌نويسد: «عبدالملك مي‌گفت كه من در گذشته از كشتن مورچه ناراحت مي‌شدم ولي اكنون حجاج براي من مي‌نويسد كه گروه زيادي از مردم را بکشم و در من هيچ اثري نمي‌كند. زهري روزي به او گفت: "شنيده‌ام شرب خمر مي‌كني؟!" گفت: "آري! ‌به خدا سوگند شرب خون نيز مي‌كنم» .
عبدالملك مروان نه تنها خود مردي خونريز بود بلكه گماشتگان او در مناطق مختلف در كثرت كشتار مردم به خصوص شيعيان حضرت علي(عليه السلام) شهرت زيادي داشتند.
وي هنگام مرگ به بيماري بسيار سخت مبتلا شد كه طبيب به او گفته بود اگر آب بخورد مي‌ميرد؛ ‌ولي تشنگي بر  او غالب شد و از پسرش وليد آب طلبيد. او گفت: «اگر آب بياشامي خواهي مرد». به دخترش التماس كرد كه به او آب بدهد اما پسرش وليد او را هم منع كرد. در اين هنگام عبدالملك به او گفت: «بگذار به من آب بدهد وگرنه تو را از وليعهدي خلع مي‌كنم». وليد اجازه داد و او آب نوشيد و به درك واصل شد. از بزرگترين جنايات عبدالملك به شهادت رساندن امام سجاد(عليه السلام) و مسلط كردن حجاج ثقفي بر شيعيان اميرمؤمنان(عليه السلام) بود.